به تو چه!؟ سنه نه . . .
بیست و سه سال پیش, پدری که همراه دختر پنج ساله اش تازه وارد هلند شده بود, در خیابان هنگام یک توگوشی یا کشیده به دخترش, پلیس او را می بیند و دولت هلند دخترش را برای همیشه از دست او می گیرد. تبلیغات و کمپانی های حقوق کودک و خانواده بسیار فعال بوده و هرکس, حتی شکی به همسایه بکند که در آن خانواده عدالت و حقوق افراد سالم نبوده و رعایت نمی شود, می توانند, سازمان های مربوطه را در جریان بگذارند. و بدینگونه بهداشت خانواده و فرزندان تا مرز قانونی محافظت می شود.
کارشناسان و روانشناسان مربوطه جدول و قوانینی دارند که مشخص می کند که چه رفتاری در مقابل همسر و فرزندان غیر سالم و حتی تجاوز روانی می باشد. و هیچ پدر و مادری نمی تواند بگوید که این یک موضوع خانوادگی است و همسایه و دوستان دخالت نکنند!! در جایی که دیدگاه قضایی و قوانین آن جامعه رفتار صحیح را با رفتار غیر صحیح تفکیک کرده است, و رفتار غیر صحیح را قانون شکنی می داند و او را مجازات می کند, این دخالت نیست بلکه همکاری در جهت رشد آن جامعه است. چرا که همان فرزندی که مورد اذیت و آزار والدین می شود, در آینده همکار فرزندی خواهد شد که سالم بزرگ شده است و یا مدیر فرزندی خواهد شد که سالم بزرگ شده است!!
در جایی که انسان ها نباید در کار هم دخالت بکنند, دخالت می کنند و در جایی که دخالت یک امر اجتناب ناپذیر است و مردم بی تفاوت می شوند و منافع نفسانی خود را بر عدالت ترجیح می دهند.
فلانی را دیدی به آن مرد چگونه نگاه می کرد!! فلانی را می بینی که مثل بد کاره ها لباس می پوشد!! فلانی را می بینی که با چه کسانی رفت و آمد دارد!! فلانی پسرش آرایشگری می خواند!! فلانی الهیات می خواند و الهیات که واسه آدم نان نمی شود!!
به تو چه!!!؟؟؟
طبیعت در طبیعت حل می شود و نفس در طبیعت دخالت می کند و انسان از انسانیت و اصالت خود جدا می شود! مرز دخالت در نفسانی و خرافاتی بودن آن است. انسان ها را به بهانه دخالت از هم دور نگه می دارند, تا صدای ظلم و شکنجه شنیده نشود. انسان ها زیادی از هم جدا و دور شده اند و یکی از دلایل مهم, ظلم و بی عدالتی هم حجاب و دیوار و مرزهاست! اگر اطلاع رسانی و آزادی و صمیمیت در بین افراد جامعه زیاد باشد, ظلم و بی عدالتی هم کمتر می شود و روزی هم محو می شود.
ستمگری, بیداد و جور همیشه در تاریکی و پشت پرده و حجاب اتفاق می افتد و جور و ستم در روشنایی و روز روشن موقتی بوده و فرو خواهد نشست. باهم شفاف و روشن و نزدیک و صمیمی باشیم تا عدالت و نور بر ما بتابد.
ا دوسه يادت وخير هرجا که هيسی // باد دورو بزنت و تن دوروسی
قاسم سلطانی



شخصی که جوانی را تجربه نکرده باشد, شخصی که زندگی را تجربه نکرده باشد, انسانی که بازی را تجربه نکرده باشد, نه تنها صلاحیت ازدواج و پدر و مادر شدن را ندارد, بلکه او را باید از هر گونه سمت و قدرت برحذر داشت. زیرا انتقام و خشم تجربه نکردن زندگی و جوانی بالاخره روزی خود را بروز خواهد داد و اگر این شخص صاحب قدرتی باشد, انتقام و طغیان او به اندازه قدرت او خطرناک خواهد بود! کسی که شادی و جشن و سرور را تجربه نکرده باشد, طبیعی هست که مخالف آن هم خواهد بود! طبیعی هست که در خانواده اش آن را سرکوب هم خواهد کرد! قدرت که در دست عقده باشد, طبیعی هست که زندگی و قانون را محدود به توهمات و باورهای محدود خود خواهد کرد.
چیزی که امروز ناشناخته است, ممکن است فردا تو به آن شناخت پیدا کنی و دیگر انکار رنگ خود را می بازد. انکار پروسه رشد انسان را طولانی می کند و زجر و غم و درد به همراه دارد. انکار کردن یکی از خصوصیات نوجوانان است که مغزشان رشد نکرده است و بخش تسلیم در برابر حق در مغزشان هنوز در تناقض با هویت و یکپارچگی می باشد و تو که بزرگ شده ای و چهل سال هم از سنت گذشته است, چرا باید هنوز هم مثل بچه ها نه نه بگویی!