محرم کیست! نامحرم کیست!
به مناسبت روز عشاق... مثلاً ![]()
چه مدرکی برای محرمیت من با معشوق لازم است! پروردگارا این نفس چرا چنین مدرک زده و خرافه آلوده شده است و دست از سر عاشق بر نمی دارد! خداوندا گستاخی به جایی رسیده است که برای عشق به تو و عشق بازی با تو هم مدرک و کاغذ می خواهند.
اگر من مسیحی نباشم, خداشناس و محرم تو نیستم و دیگری برای محرمیت من با تو تنها مدرک مسلمانی را به رسمیت می شناسد و دیگری که بغل گوش نشسته است, مدام قصد حواس پرتی من را دارد و می گوید تو مسلمان واقعی نیستی و کمی آن طرفتر من را خدانشناس و منحرف معرفی می کند و می خواهد با مدرک و عنوان نوع مذهبش من را به خدا و خودم نامحرم معرفی کند, تا بتواند, حق بودن را با قوانین از من بگیرد.
رقیه می گوید بر خلاف میلم با شوهرم زندگی می کنم. او را محرم خود نمی دانم. پدر او را هم محرم خود نمی دانم! پدر خودم را هم محرم خود نمی دانم! برادرم نیز برایم به همان دلایل نامحرم هست!
محرم من کسی است که او را ندیده ام! محرم کسی هست که طبیعت من را می شناسد و بر آن خرده نمی گیرد و آن را سرزنش نمی کند. محرم من کسی هست که بین من و او هیچ و هیچ تابویی وجود نداشته باشد و من در اعتماد و آرامش کامل با او باشم!
محرم من برایم قدغن است, اما محرم من است. محرم دل من کسی است که خود و من را انکار نمی کند, بلکه خود را زندگی می کند و آن را جشن می گیرد. اما او را از من جدا کرده اند و اجازه ملاقات را با او به من نمی دهند! من باید مدرک دلخواه و جعلی و ساختگی داشته باشم, تا من را به صورتی و گاه گداری به رسمیت بشناسند!
و چه کسی صلاحیت دادن مدرک برای دل من و محرمیت کسی برای من را دارد!؟ پروردگارا این نامحرمان مردم آزار و خود آزار و طبیعت آزار زندگی را متعفن و مسموم کرده اند. هر لحظه از آدم سوال می کنند و تو باید چیزی را طوری ثابت کنی تا که نفس و منطق همیشه گدا و گرسنه آنان ارضا و سیر شود. مگر کسی مدرک دارد که نفس هم روزی سیر شده است!؟
این لامحرمان و لامذهبان من را از اول عمرم با یک دیوانه و نامحرم در یک اتاق قرنطینه می کنند, و او با مدرک ساختگی و جعلی خود می تواند من را به هر هتلی که خودش خواست ببرد. می تواند به من تجاوز کند! می تواند من را تحقیر کند! حق طراحی زندگی و لحظه های ناب من را هم در آن مدرک به نام او درج کرده اند. و من حق صحبت و مهرورزی و عشق ورزی با هیچ محرمی دیگر را ندارم. و تنها محرم من همین نامحرم واقعی است!
عشق خریدنی نیست و عشق را با نفس و مدرک و عنوان و دین قلابی نمی توان خرید. محرم واقعی در دل من جا دارد و تو نمی توانی با هر زوری که داری آن را پاک کنی. این طوفان های سرد و زلزله های روزانه می توانند رد پای معشوق را در کوچه و خیابانی بشورند, اما رد پای او را در دل من اگر می توانی, بیا بشور...
قاسم سلطانی 





۱- اگر شما از چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی رد بشوید و در صورت مشاهده یا تصویربرداری , جریمه می پردازید. چرا؟! برای این که این تجاوز به حقوق هر شهروندی است که از آن راه استفاده می کند. و تجاوز به حقوق دیگران ممنوع است.
هر رفاهی, رفاه نیست و هر فقری, فقر نیست ! هر قرصی برای هر بیماری نیست و هر بیماری نیازش به قرص نیست.
نودو سه درصد احساسات نسل بشر توسط ارتباط غیر گویشی انجام می پذیرد. زبان و گفتگو تنها هفت درصد می تواند از واقعیت و شرح حال ما بگوید. تن و آهنگ صدای ما سی و هشت درصد مسئولیت احساسات ما را به عهده دارد. و پنجاه و پنج درصد زبان بدن یعنی حرکات و حالات و منش فیزیک ما سخن از ما می گوید. مخصوصاً زبان صورت و نگاه کنترل نشده بالاترین مسئولیت ارتباطات با دنیای خارج را بر عهده دارد.
حتی بی رحم ها هم در بازار و خیابان به زن و بچه ی خود زور نمی گویند. گر چه " بشنو از نی چون حکایت می کند"! . . . موقتی است- آنها به خانه های در و پرده و دیوار بسته ی خود برمی گردند و چیزی که در جمع عیب تلقی می شود- درپشت درهای بسته صدای مظلوم به جایی نمی رسد!
دیوارهای بلند و پنجره های نرده دار با پرده های بسته - نشانه فقدان امنیت و نامحرمی و عدم صمیمیت در جامعه را می رساند. خانه و خانواده ی بسته بسیار ناسالمتر از خانه و خانواده دمکرات و باز است. آخر این دیوارها به چه کار می آیند! این گل های زیبای باغچه شما نیاز به عاشق و میل دیدن دارند. گلی که نگاه عاشق برایش ممنوع باشد- زود پژمرده می شود.
کسی که خویشتن خویش را شناخته باشد- امیدوار و با آرامش و توکل به خدا زندگی می کند و حرص ندارد. کسی که به خداوند تردید داشته باشد و به بدن خود که ربطی به روح ندارد بیشتر دلبستگی داشته باشد- در بی قراری سیر خواهد کرد. یعنی چه !؟
کمی شانس داشتم. او به واسطه ی نیروی جاذبه ای که در مدار خود دارد- همیشه با نگرانی مردانی را به طرف خود جذب می کند که از آن ها می ترسد. تو هرچیزی را که به آن فکر بکنی به طرف خود جذب خواهی کرد- حتی تکان دادن ابرها برای تو غیر ممکن نخواهد بود. این قانونمند است. انکار این چیزی را دوا نمی کند.
