تبليغاتX
رابطه خودشناسی با سلامتی

Yazdan

در باره دزدان کزائی

هر عملی می کنی به خـاطر آن "منیّت یا نفس ذهنی" ( لوس - هرزه پو - هرزه خواه - هـرزه خور -هرزه درا - هرزه گرد -  هـرزه مرض ) مـی کـنی...

مــهربان مـی شوی هـدفمند اسـت !

مـهربان نمی شوی هدفمند اسـت !

به هدف بـرنده شـدن- دست به هر کاری می زنی. اما همه را خطا می کنی. به خاطر این که تمرکز ذهن روی برنده شدن بوده و خود عمل از تمرکز فاقد می ماند. 

به خاطر جور کردن حیثیت برای منیّت ( علف هرزه ) حیثیت واقعی خودت را هم از دست می دهی. فعالیت های تو به خاطر تغییر رای و رفتار دیگران در قبال تو می باشد. و این تو را عبوس می کند. تو با ترفند هایت در صدد طراحی واکنش دیگران هستی...  

تو برای دیگران زندگی می کنی.به همین خاطر این حرف ها را نادیده می گیری و به روی خودت نمی آوری. چون خوددار هستی به همین خاطر درستکار نیستی.چون تو از شکستن می ترسی پیوسته می شکنی. چون خلاق نیستی حوصله ات زود سر می رود و راهی جز متشبث شدن به توهین و تحقیر و بحران نمی یابی.

آیا روزی خواهد رسید که تو برای خودت زندگی بکنی تا دست از سر دیگران برداری!

چون تو پیوسته "فکر" می کنی...

به سبب همان "فکر" همه را خطا می کنی...

کـمک می کنی تا...                                             

کـمک نمی کنی تا...

یواش قدم می گزاری تا...

محکم قدم می گزاری تا...

و تا این تا است به تا نخواهی رسید !

دسـت بـکش از این تــوهم !

رو کـن از این فـکر وابـسته به تـرور ! 

دسـت بـکش از تـرنابازی !

رو کـن از ایـن و آن تـرفند.

ایـن ها به شیطان های بـزدل باطنی می مانند !

ایـن ها پیوسته فکر می کنند و چون "فـکر می کنند" فکر می کنند که من در جائی که روح گـوش مرا ندارد صحبت می کنم !

ایـن راحت طلبان وقتی چیزی را می گیرند انگار آن را دزدیده اند و حال آنکه حتی در بین دزدان "شـرافت" چنین حکم می کند... "فقط وقتـی نتوانـی به زور بگیری بدزد"

این مردمان راحت طلب فکر می کنند دارایـی دارند... خطا این که داشته های اینان چه آبـنبات باشد و چه فـرمانروائی بر زمین از انتقام سرچشمه می گیرد.

این فـکران وابـسته و مستعمل و کـف زده و کوچک که روز به روز هم کـوچک تر می شوند از روح و خطر دشمن بزرگ به نام حسـادت پـر درد و عبـوس و عنـاد که در ضمیـر آنـها غنــوده غـافلـند.

ایـنان فکر می کنند روز به روز بدست می آورند در حالی که روز به روز از دست می دهند. و خطا این که این مردمان راحت طلب فکر می کنند "دارند" اما غـافل از این که همه چـیز را از آنها گرفته انـد !

حتی صحبت کردن را از آنها گرفته اند و کسی که نتواند صحبت کرده و حرف بـاطنش را بزند و یا زیبـائی و قـابلیت دوستش را توصیـب بکنـد ضرر می کند و تبدیل به موجود خوددار می شود و چه چیز متعفـن تر از یک کالبد و جسم خوددار ؟!

مرده متحرک با سخن نگفتن و خودداری خود را لو می دهد در حالی که جسم مرده با سخن گفتن خود را لو می دهد !

در جایی که روح بخشندگی وجود ندارد مگر می توان به دست آورد ! مگر می توان صحبت کرد. لذا صحبت نکردن و خودداری اینان از حسادت کثیفشان سرچشمه می گیرد.

در جایی که خودداری حاکم بوده و صداقت - شفافیت و عدالت مفقود است در آنجا همه چیز به دزدانه می ماند !

هنوز ساعت و هنگام درک حرف های خروسان نرسیده است !

قاسم سلطای     



| *| نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 10:39 توسط Ghasem Soltani |