آدم چلاس روزی دِ بار چاشت خِینه (آدم خسيس روزي دو بار ناهار مي خورد)
نخستین ریشه فقر خساست است و خساست یک امر ذاتی نبوده و بعداً وارد انسان شده است. بیماری خساست شاخه ای از بیماری ترس می باشد. و درآمد و پول و پس انداز برای اینان معنی زندگی و بودن را می دهد. ارتباطات اشخاص خسیس با دیگران از روی عاطفه نبوده و به مرور ارتباط عاطفی توهمی این افراد در نزد همسران و فرزندان خود را لو می دهد. خساست باعث می شود که خانواده و فرزندان از فعالیت های اجتماعی و هنری و حتی علمی محروم بمانند.
اغلب روانشناسان بر این باورند که بیماری خساست قابل درمان نیست و اطرافیان باید به آن شخص خسیس تن داده و او را بپذیرند!
من برخلاف این روانشناسان باور دارم که آگاهی و شناخت از خود و رهایی از ترس ها و تناقض های درونی می تواند, این بیماری را درمان کند. اگر شخص خسیس بتواند زشتی خساست خود را در آئینه مشاهده کند و به علل و عواقب آن آگاه شود, می تواند بخشش و بخشیدن و شادمانی را تجربه کند. صحبت در اینجاست که اینان لذت بخشش و استفاده و برخورد با پول را نشناخته اند. روش برخورد با پول و دارایی یک علم است و توجه بیش از اندازه این اشخاص به پول و پس انداز, اینان را از این علم بسیار مهم غافل کرده است. نه تنها اینان از این علم غافل مانده اند, بلکه نمی دانند که این علم لازمه نفس کشیدن و آزادی و سلامتی می باشد.
استاد دانشگاهی را می شناسم که از چیزی که می داند, به همکاران خود روا نمی دارد. او می گوید: که دوست ندارد از علم و دانش او دیگران هم بهره ببرند!! دانش این افراد بسیار فقیر و اندک است و به همین خاطر می ترسند که اگر فورمولی را ببخشند, دیگر چیزی برای خود باقی نمی ماند و علم و دانششان تمام می شود!
استاد و انسانی که خلاق است, روزی نیست که بر علم و فهمش افزوده نشود. انسان های فقیر و پست از بخشش و بخشیدن علم و مالشان ترس و واهمه دارند و انسانی که به خود و خداوند متکی است, هر لحظه می بخشد و هر لحظه بر دارایی و دانشش افزوده می شود. افراد و شخصیت های خسیس هیچگاه نمی توانند مهربان باشند. اغلب این افراد از ترس خرج کردن و بخشش انزوا و تنهایی را بر می گزینند. اینان از ترس خرج کردن دچار استرس و افسردگی می شوند. شخصیت خسیس همیشه فقیر می ماند. چونکه اگر داشته باشد هم, خرج نمی کند.
قاسم سلطانی


